تبلیغات
.:Heratsong.mihanblog.com:.

.:. امروز :
   
  Free Image Hosting by FreeImageHosting.net
آرشیو موضوعی
+ برنامه
+ البوم ها
+ عکسها
+ آهنگ های تصویری
+ آهنگ های افغانی
+ آهنگ های ایرانی
+ آهنگ های عربی
+ آهنگ های انگلیسی
+ آهنگ ها تاجیکی
+ استاد ناشناس
+ سعید آسایش
+ Hossein Mokhte
+ Ashkan
+ محسن نامجو
+ Pishtaz
+ میرویس نجرابی
+ مهدی مقدم
+ Tomeh
+ هانیه
+ اشکین ۰۰۹۸
+ علی لهراسبی
+ پارسا
+ علیشمس
+ Tataloo
+ آریس پرویز
+ فیفتی سینت
+ احسان امان
+ حمیدتابان
+ هنگامه
+ امیر جان صبوری
+ نانسی اجرم
+ فردین فریاد
+ نعمت الله حسینزاده
+ رشاد ظاهر
+ آریا
+ رضا صادقی
+ حبیب قادری
+ گلرو
+ الیاس شهنا
+ یولدوز عثمانوا
+ دلناز ( تاجیكی)
+ احمد شاه مستمندی
+ ذبیع استالفی و فیروزه
+ شبنم ثریا و جانی بیک
+ عبدالحی وفا
+ شریف ساحل
+ لطیف ننگرهاری
+ آرش هویدا
+ قادر اشپاری
+ فرزانه خورشید
+ دلناز
+ تریالی تپش
+ خالد کیهان
+ شریف دیدار
+ نغمه
+ صدیق شباب
+ سیتا قاسمی
+ عبید جوینده
+ احمد ظاهر
+ رامین شریف و عمر شریف
+ علی نوری
+ ولی
+ تواب آرش
+ مهدی افشار
+ احمد ولی
+ فواد رامز
+ فرهاد دریا
+ حفیظ و دیویانی علی
+ جاوید شریف
+ غزال
+ شکیب مصدیق
+ طاهر شوقی
+ احسان بیات
+ شفیق مرید
پیوندها
"همه چیز درباره ی صدا و سیما"
سایت رایگان
DOWNLOADISTAN
AFGHAN SEDA
AFGHAN MUSIC
امكانات

تبلیغات





فرق ایران و دنیا !

اگر گفتین فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه ؟


در انگلیس شما یک کیف اسکناس می برین و باهاش یک ماشین می خرین ، اما در ایران شما یک ماشین اسکناس می برین و باهاش یک کیف می خرید .




اگر گفتین فرق گردش کردن در تهران و پاریس چیه ؟


در پاریس هروقت شما خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شین و در تهران هروقت خواستید گردش کنید سوار ماشین می شید .




اگر گفتین فرق یک مجرم در ایران با یک مجرم در جاهای دیگر چیه ؟


در همه جا آدم اول جرمش معلوم میشه و بعد زندانی میشه ، اما در ایران آدم اول زندانی میشه و بعد
جرمش معلوم میشه .




اگر گفتین فرق یک تخم مرغ در تهران و مسکو چیه ؟


در مسکو اگه تخم مرغ را زیر مرغ بذارن بعد از ۲۱ روز احتمالا یک جوجه از تخم مرغ بیرون میاد ولی در تهران پس از ۲۱ روز ممکن است از تخم مرغ هر موجودی بیرون بیاید .




اگر گفتین فرق محل کار ایرانیها و آمریکائیها چیه ؟


مردم آمریکا در خانه استراحت می کنند و در اداره کار می کنند و در خیابان تفریح ، اما مردم ایران در خانه تفریح می کنند ، در اداره استراحت می کنند و در خیابان کار !



اگر گفتین فرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیه ؟


یه نویسنده آلمانی وقتی نوشته هاش چاپ شد معروف می شود و بالا می رود اما در ایران وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود و به پایین ( سیاه چال ) می رود .




اگر گفتین فرق یک تاجر ایرانی با یه تاجر عرب چیه ؟


تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شود ، اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و زالوی اقتصادی و " از کجا آوردی " و... بدبخت می شود !




اگر گفتین فرق یک زندانی در ایران و یک زندانی در اروپا و آمریکا چیه ؟


در اروپا و آمریکا وقتی کسی به زندان می رود اعتبارش را از دست می دهد ، اما در ایران وقتی کسی زندانی می شود اعتبار بدست می آورد .




اگر گفتین فرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان در چیه ؟


در همه جای دنیا وقتی کسی موفق میشه همه به او نزدیک میشن و با او شریک میشن و به او کمک می کنن اما در ایران وقتی کسی موفق بشه همه از اون فاصله میگیرن و ارتباطشونو قطع می کنن و جلوی کارشو میگیرن !




اگر گفتین فرق سیستم اداری ایران با سیستم اداری کانادا چیه ؟


سیستم اداری کانادا چون کار مردم را راه می اندازد از آنها پول میگیره ولی سیستم اداری ایران چون جلوی کار مردم رو میگیره و اونارو سر میدوونه ازشون پول میگیره .




اگر گفتین فرق یک ماشین در ایران و بلژیک چیه ؟


در بلژیک وقتی شما ماشین می خرید دائما قیمت آن کم می شود ولی در ایران دائما قیمت آن زیاد می شود .




اگر گفتین تفاوت دشمن در ایران و جاهای دیگر دنیا چیه ؟


در همه جای دنیا آدم وقتی دشمن داشته باشه جلوی کارش گرفته میشه ولی در ایران وقتی آدم دشمن داشته باشه تازه انگیزه کار پیدا می کنه !




اگر گفتین تفاوت موسیقی در تهران با موسیقی در جاهای دیگه دنیا چیه ؟


در همه جای دنیا وقتی موسیقی در اماکن عمومی پخش می شود صدای آن زیاد است و وقتی در خانه پخش می شود صدای آن را کم می کنند ، اما در ایران وقتی موسیقی را در خانه پخش می کنند صدای آنرا زیاد می کنند و وقتی در مکان عمومی آنرا پخش می کنند صدای آنرا کم می کنند !


اوج بخشندگی

 



حاتم را پرسیدند که :« هرگز از خود کریمتر دیدی؟»
گفت : بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرودآمدم و وی ده گوسفند داشت. فی الحال یک گوسفند بکشت و بپخت وپیش من آورد. مرا قطعه ای از آن خوش آمد ، بخوردم .
گفتم : « والله این بسی خوش بود.»
غلام بیرون رفت ویک یک گوسفند را می کشت وآن موضع را (آن قسمت ) را می پخت وپیش ...

من می آورد. و من ازاین موضوع آگاهی نداشتم.چون بیرون آمدم که سوار شوم دیدم که بیرون خانه خون بسیار ریخته است.
پرسیدم که این چیست؟
گفتند : وی (غلام) همه گوسفندان خود را بکشت (سربرید) .
وی را ملامت کردم که : چرا چنین کردی؟
گفت : سبحان الله ترا چیزی خوش آید که من مالک آن باشم و در آن بخیلی کنم؟
پس حاتم را پرسیدندکه :« تو در مقابله آن چه دادی؟»
گفت : « سیصد شتر سرخ موی و پانصد گوسفند.»
گفتند : « پس تو کریمتر از او باشی! »
گفت : « هیهات ! وی هرچه داشت داده است و من آز آن چه داشتم و از بسیاری ؛ اندکی بیش ندادم.»

گفتگوی بین بچه شتر و مادرش

 



آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟ ....

شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و زخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است... .
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم... ...
شتر مادر: بپرس عزیزم.
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟

بهلول دیوانه!

 




آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی (هستی)؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری.. بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..


بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه کسی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند. بهلول فرمود آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری. بهلول پرسید چگونه سخن می‌گویی؟ عرض کرد سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی.. پس برخاست و دامن بر شیخ افشاند و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی‌دانید. باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری. بهلول فرمود چگونه می‌خوابی؟ عرض کرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.

بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

بهلول گفت چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.

بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. جنید گفت جزاک الله خیراً! و در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد. و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد.

کلاس آموزشی برای آقایان با همکاری سازمان حمایت از عقب ماندگان ذهنی

اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخشی از مغز که از وجودش بی خبرند

واحد اول: دروس پایه ای
“چطور بدون مادرمان زندگی کنیم ”
۲۰۰ ساعت
“همسرم مادرم نیست”
۳۵ ساعت
” درک این مساله که فوتبال چیزی جز یک ورزش نیست و حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست ”
۵۰۰ ساعت

زندگی زناشویی: واحد دوم
” بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد ”
۵۰ ساعت
” غلبه بر سندروم “کنترل از راه دور تلویزیون همیشه باید دست من باشد”
۵۵ ساعت
“درک این مساله مهم که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند ”
۸۰ ساعت
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم.
۵۰ ساعت
” چطور بدون اینکه ناله کنیم از بیماری مهلک سرما خوردگی جان سالم به در ببریم”
۵۰ ساعت ( نگار تو نمی دونی … )

واحد سوم:اوقات فراغت
چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم
چطور یک بلوز را در کم تر از دو ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم

واحد چهارم :آشپزخانه
مرحله اول مقدماتی
Off خاموش
On روشن
مرحله دوم پیشرفته
“اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه “کلاس عملی: عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی: بعد از قبولی در مرحله اول مرحله فشرده با عناوین زیر آغاز میشود.نظر به اینکه مباحث واقعا پیچیده اند در هر کلاس حداکثر هشت شاگرد پذیرفته می شوند اولین
مبحث:البسه:از لباسشویی تا کمد :یک مرحله مرموز
دومین مبحث: ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال
سومین مبحث: آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند
چهارمین مبحث:مصیبت کاغذ توالت:کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمیشود
(نمایشگاهی از همه چیزهای خود به خودی در خانه! )
پنجمین مبحث:ایا وقتی مردی رانندگی می کند،می تواند آدرس بپرسد بدون اینکه بی عرضه به نظر برسد؟(مطالعه میدانی)
ششمین مبحث:تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک.

هفتمین مبحث:”مردی در صندلی کنار راننده”آیا واقعا ممکن است دائما دستور العمل صادر نکنیم و غر نزنیم وقتی خانم رانندگی می کند یا مشغول پارک کردن است؟

 

چند حکایت بامزه

گناه کار

اسب مردی را دزدیده بودند. مرد حیران و سرگردان از این و آن سراغ اسب را می گرفت.
یکی گفت: “گناه تو بود که اسب را خود نبستی.”
دیگری گفت: “گناه غلام تو بود، که در طویله را باز گذاشته بود.”
مرد که درمانده شده بود، گفت : “راستی که همۀ گناهان را ما کردیم، و دزد بی گناه است!”

 


انتخاب

جنگی سخت میان دو لشکر در گرفته بود. یکی از سپاهیان لشکری که در حال شکست بود، رو به فرار نهاد..
گفتند: “کجا می گریزی، نامرد!!”
گفت: “اگر بگویند فلانی از میدان جنگ گریخت لعنت الله، مرا خوشتر از آن است که بگویند فلانی کشته شد رحمت الله.”

 

 

پاداش وزیر

یکی از ندیمان هارون الرشید، بهلول را در گوشۀ خرابه ای دید و گفت: “چرا اینجا نشسته ای؟ برخیز و نزد وزیر خلیفه برو که به هر دیوانه، پنج درم پاداش می دهد.”
بهلول خندید و گفت: “اگر راست می گویی، تو برو که به تو ده درم خواهد داد، چرا که دیوانگی تو دو برابر دیگران است.”

مطالب گذشته

Ramin & Omar Sherif - Dukhtar Herat
Mokhte Ashkin _ ft Pishtaz - Bf....!?l
Turyalai Tapesh - Qissa-e Arezooha
Hide My Ip
Nancy Ajram's Photos
Saeid Asayesh - Topoli
Obaid Juende - Qade Barik
Sediq Shubab - Gella
Mohsen Namjo - Leylaye Man
Mehdi Moghadam - Che Ruzi Delkharashi

آرشیو ماهانه
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
نظر سنجی
+ نظر تان راجع به این بلاگ چه بود؟
-
-
-
-
-
-
-
آمار كلی وبلاگ
نویسندگان Abdulhaq Sattarzadeh

آمار وبلاگ بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید های این ماه :
بازدید های ماه قبل :
کل بازدید ها :
تعداد کل مطالب :

اطلاعات بیشتر
Pagerank
صفحات جانبی
50مزیت دختر بودن, جوک های تقریبا خفن!, فرق ایران و دنیا !, داستان خواندنی نگاه و ندای ریش سفید, طنزهای جدید, پسر 13 ساله پدر شود, دختری با مادرش در رختخواب,
تبلیغات

‍CopyRight © 2008 - 2009 by http://heratsong.mihanblog.com . Allreserved
This Template Transporting For Mihanbblog By WorldTemp.MihanBlog.Com And Special Thanks To Milad Mahdavi